ابزار و وسايل ساده زندگي فرهنگ ساده زيستي :
اگر در جوامع بشري بگونه شايستهاي تحقّق يابد ميتوان با بسياري ازمشکلات اقتصادي مقابله کرد و در روزگاران سخت آينده که انفجار جمعيّت همراه با کمبود موادغذائي ومحدود بودن امکانات زيستي دامنگير انسانهاست چارهاي جز رواج فرهنگ ساده زيستي وجود ندارد. امام علي عليه السلام الگوي کامل فرهنگ ساده زيستي بود. درکمک به همسر، گندم را با آسياب سنگي آرد ميکرد و در کار خانه حضور جدّي داشت. از لباسهاي معمولي که عموم مردم ميپوشيدند استفاده ميکرد، روزي به بازار رفت و به لباس فروشان ندا داد که چه کسي پيراهن 3 درهمي دارد؟ مردي گفت: در مغازه من موجود است، حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام آن را خريد و پوشيد. خانهاي چون خانه ديگران داشت، و اسبي يا الاغي که همگان در اختيار داشتند بکار ميگرفت و روزي شمشير خود را فروخت تا مشکل اقتصادي خانواده را حل کند. نان خشکيده مي خورد که دخترش امّ کلثوم وقتي نان جوين خشک را بر سفره پدر ديد اشکش جاري شد. در اوائل زندگي، شب ها با همسرش برروي پوستيني ميخوابيد که در روز بر روي آن شتر را علوفه ميداد. استفاده از فرشهاي ساده سويد بن غفله، ميگويد: روزي خدمت امام علي عليه السلام رسيدم، در آن ايّام که همه مردم با حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام بيعت کرده بودند، و امام علي عليه السلام خليفه مسلمين بود. ديدم بر روي حصير کوچکي نشسته و چيز ديگري در آن خانه وجود ندارد. عرض کردم: يا اميرالمؤمنين عليه السلام بيت المال مسلمين در اختيار شماست، فرشي براي اطاقها تهيّه فرمائيد، ميبينم که در خانه شما فرشي جز حصير وجود ندارد. حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام فرمود: «اي سويد بن غفله! کسي که در راه است، در مسافرخانهاي که زود از آنجا منتقل ميشود، ابزار و وسائل فراواني براي آنجا تهيّه نمي کند، ما به زودي از اين دنيا ميرويم و به خانه آخرت رهسپار ميگرديم، چرا فرشهاي قيمتي فراهم کنيم». علم امام علی علیه السلام علم تفسير يکي از علوم اسلامي، علم تفسير است، که اميرالمؤمنين عليه السلام در اين علم از همه استادتر بود و مسلمانان، اين علم را پس از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم از آن حضرت گرفته اند. هرکس به کتب تفاسير مراجعه کند در مييابد که بيشترين نکات تفسيري قرآن، از آن حضرت و عبداللَّه بن عبّاس نقل شده است و ابن عبّاس نيز شاگرد امام علي عليه السلام بوده است.
در اينجا توجّه به برخي از نمونهها ضروري است:
مانند: 1- روزي به عبداللَّه بن عبّاس گفتند: دانش تو نسبت به علم پسر عمّت علي عليه السلام چگونه است؟ در پاسخ گفت: چونان قطره باراني در برابر اقيانوس بيکران. 2- حسن بصري گفته است: آگاهي علي عليه السلام بر اسرار قرآن چنان بود که گوئي کليد گشايش رموز قرآن در کف او نهاده شده و آنچه در قرآن و آنچه متّکي براساس قرآن است به وِي عطا گرديده است. علم نحو و ادبيات عرب يکي ديگر از علوم اسلامي، علم نحو و ادبيّات عرب است، همه ميدانند که مبتکر اين فنّ حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام است. و در حقيقت آن حضرت بود که اصول و قواعد علم نحو را براي «ابوالاسود دوئلي» انشاء و املاء کرد و از جمله فرمود: کلام بر سه قسم است؛ اسم و فعل و حرف. و کلمه را به «معرفه» و «نکره» و انواع اعراب و حرکات را به ضمّ و نصب و جرّ و جزم تقسيم کرد. و اين کاري است شگفت آور، زيرا تقسيم بندي کلام و کلمه و حرکات به صورت ياد شده و منحصر دانستن آنها در اين چند قسم، به طوري که تا کنون کسي نتواند بر آن بيافزايد يا از آن بکاهد، امري مهمّ و از شگفتيهاي علم امام است. ابن خلّکان و ديگران مينويسند: اوّل کسي که علم نحو را به ابوالاسود دوئلي القا کرد و فوائد آن را به او تعليم داد، علي بن ابيطالب عليه السلام بود. سپس ابوالاسود «نَحي نَحْوَهُ» روش خود را به همان برگردانيد و براساس همان رهنمودها به تفريع فروعات آن پرداخت، بدين جهت اين علم، علم نحو ناميده شد . علي و تشکر از همسر شکي نيست که فاطمه زهرا عليهماالسلام در خانه اميرالمؤمنين فوقالعاده صبر و شکيبايي داشت، و با فقر مالي و عدم رفاه زندگي مدارا کرد و در برابر فشارهاي سياسي که به امير مؤمنان وارد ميشد، و روح زهرا عليهماالسلام را به شدت آزار ميداد تحمل کرد! و در اين ميادين آن چنان امتحان داد که ملائکه را به تعجب واداشت، و تاريخ اسلام را از اين حوادث تلخ شرمنده ساخت!! فاطمه در حالي که همسر اميرالمؤمنين بود از دشمنش سيلي خورد!! و قباله فدکش پاره گشت!! و خانه امنش که ملائکه و عزرائيل بدون اجازهاش وارد نميگشتند، مورد يورش وحشيانه قرار گرفت!! و (باب الله) منزل وي به آتش کشيده شد، و جنيني را که پيامبر محسنش ناميده بود در اثر حمله ناجوانمردانه شهيد و سقط گرديد! زهرا همه اين ناملايمات را در دوران شوهرداري تحمل کرد، و هرگز در مقابل علي عليهالسلام لب به شکايت باز نکرد!! و همه را در (خزانه اسرار) نگه داشت، و روزي در پيشگاه الهي آنها را فاش خواهد کرد…زهرا براي «ولايت علي» دست و پا ميزد و تا چهل شب به همراه علي و دو فرزندش به در خانههاي مهاجر و انصار ميرفت تا از آنان کمک گيرد و حق بر باد رفته ولايت را از غاصبين باز ستاند ولي نشد که نشد! زهرا همان همسر با وفايي است که چون علي را به زور براي بيعت ستمگران به مسجد بردند، پيراهن رسول خدا را بر سر کرد، و دستهاي حسنين را به دست گرفت، و خطاب به خليفه ديکتاتور فرمود: ميخواهي علي را به شهادت رسانده مرا بيوه نموده حسنينم را يتيم بنمايي؟! و آنگاه دست علي را گرفت، و از مهلکه شياطين نجات داد، و خطاب به قبر رسول خدا گفت:
«اي پدر، اي رسول خدا! بعد از تو چه مصيبت هايي را تحمل نموديم! و ابوبکر و عمر چه فشارها و ستمهايي را در حق ما روا داشتند! سوگند به خدا تا عمر دارم با آنان حرف نميزنم! و سپس به علي عليهالسلام وصيت کرد که آن دو بر پيکر پاک وي نمازنخوانند!» زهرا با لباس وصله دار در خانه علي عليهالسلام زندگي کرد، و در آن خانه فرش زينت و لباس نديد، و مزه لذائذ مادي را نچشيد. علي عليهالسلام نيز متقابلا در برابر محبتهاي زهرا و تحملات و شکيبايي وي قدرداني ميکرد، و پيوسته وجود زهرا را يکي از افتخارات خويش ميدانست، و در محاجه و مناظرههايش با دشمنان، اين موضوع را مورد تأکيد قرار ميداد! علي عليهالسلام شخصا براي خود فاطمه زهرا بارها اين حقيقت را اظهار داشت، و از صبر و بردباري وي سپاسگزاري فرمود، و تا او زنده بود علي خود را نباخت،و صبر و مقاومتش را از دست نداد… ولي پس از شهادت فاطمه، گويا علي عليهالسلام ناتوان شده بود، و صبر و قرار نداشت، و فراق فاطمه را پس از رحلت رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم از دردناکترين دردها توصيف ميکرد،و از خدا براي خويشتن صبر و حوصله در خواست مينمود و بدين وسيله هم نقش فاطمه را متذکر ميشد، و هم سپاس وي را اظهار ميداشت!! و هنگامي که همسر با وفايش را در زير خاکها ميگذاشت، خطاب به قبر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم گفت: «السلام عليک يا رسولالله، عني وعن ابنتک النازلة في جوارک، والسريعة اللحاق بک، قل يا رسولالله عن صفيتک صبري!! ورق عنها تجلدي… فلقد استرجعت الوديعة، واخذت الرهينة، اما حزني فسرمد، و اما ليلي فمسهد…)) سلام و درود من بر تو اي رسول خدا! و از دختر عزيزت که پس از رحلتت به سرعت به تو پيوست! اي رسول خدا! در اثر مفارقت زهرا، توانم به ناتواني و صبرم به کم صبري تبديل گشته!! اي نجات دهنده عالم هستي! امانت تو باز پس داده شد! اما بدان که بعد از اين ديگر حزن و اندوه من هميشگي است، و شبها از فراق فاطمه خواب به چشمم نخواهد رفت! اين عبارات ميرساند که فاطمه تا چه حد در زندگي و روحيه و مقاومت علي عليهالسلام نقش اساسي داشته و اميرالمؤمنين تا چه ميزان به او علاقمند بوده، و چه سان محبتهاي او را فراموش ننموده است که حتي پس از مرگ و شهادت وي نيز از آن حضرت تشکر مينمايد! و همچنين در اين عبارات اشارهاي به قبر گم شده زهرا ديده ميشود، زيرا از واژه السلام و نازلة في جوارک (نازل شده در کنارت) استفاده ميگردد که در کنار قبر رسولالله دفن شده است.
و هنگام دفن زهرا يک مناجاتي هم با خدا کرد و گفت: «اللهم اني راض عن ابنة نبيک، اللهم آنهاقد اوحشت فانسها…» خدايا! من از دختر پيامبر تو راضي هستم، بار الها! او از قبر ميترسد، پس با او انس بگير و به وي آرامش ده.اين فراز نيز ميرساند که علي عليهالسلام از فاطمه تشکر کرده است، و رضايت خود را از او به پيشگاه الهي اعلام نموده، و اشعار ميدارد که: حتي فاطمه زهرا با آن عظمتش به رضايت علي نيازمند است! تا وي اعلان رضايت نموده، و در وحشت قبر زهرا توصيه نمايد!!
چنانکه در صدر اين حديث مذکور از امام باقر عليهالسلام آمده است: هيچ چيز به اندازه رضايت شوهردر سعادت ابدي زن مؤثرنیست.
پس نتيجه ميگيريم که علي عليهالسلام نه تنها در دوران حيات فاطمه از وي تشکر ميکرد، بلکه بعد از اين دوران نيز او را فراموش نکرد، و بارها از وي به نيکي ياد ميفرمود…همانطوري که رسول خدا هم از زحمات و محبتهاي (خديجه کبري) سپاسگزاري ميکرد.
تهيه انار براي حضرت فاطمه عليهالسلام:
روزي اميرالمؤمنين عليهالسلام به خانه آمد، ديد که حضرت فاطمه عليهالسلام مريض و تبدار افتاده است، سر خانم را به دامن گرفت و به رخسار او مينگريست و اشک از ديدگان مبارکش جاري بود؛ چون زهرا کمي به حال آمد، امام فرمود: چه ميل داري، از من بطلب. عرض کرد: چيزي نميخواهم، دوباره امام اصرار کرد؛ عرض کرد: چيزي نميخواهم؛ پدرم رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: از شوهرت علي عليهالسلام هرگز خواهش چيزي مکن که مبادا خجالت بکشد؛ فرمود: به حق من، آنچه ميخواهي بگو. عرض کرد: حالا که قسم دادي، اگر اناري باشدخوب است امام از منزل بيرون آمد و جوياي انار شد، عرض کردند: فصل انار گذشته لکن براي شمعون يهودي از طائف مقداري انار آوردهاند. امام خود را به در خانه شمعون رسانيد و در خانهاش را زد، شمعون بيرون آمد و تعجب کرد و عرض کرد: چه باعث شده که در خانهام تشريف آورديد؟ حضرت فرمود: شنيدهام از طائف اناري برايتان آوردهاند چنانچه از آن باقي باشد يکي را به من بفروش که براي بيمار عزيزي ميخواهم.
عرض کرد: فدايت شوم! آنچه بود فروختم، حضرت فرمود: در خانه جستجو کن، شايد باقي مانده باشد؛ عرض کرد: اطمينان دارم که نيست؛ زوجهاش پشت در ايستاده بود، عرض کرد: اي شمعون! يک انار ذخيره در خانه است، آنگاه انار را به نزد امام آورد، و حضرت چهار درهم، عوض آن به شمعون دادند.شمعون گفت: قيمتش نيم درهم است، فرمود: چون عيالت اناررا ذخيره کرده بقيه از براي او باشد؛ انار را برداشت و به سوي خانه رهسپار شد، در اثناي راه، ناله غريبي شنيده، و به طرف آن صدا رفت تا داخل خرابهاي شد، ديد کوري مريض و غريب از شدت ضعف مينالد، حضرت در بالين او نشست و سر او را در کنار گرفت و جوياي احوالش شد. عرض کرد: اي جوان صالح! از صالح! از اهل مدائن هستم و قرض فراواني دارم، آمدم به اين منطقه تا شايد اميرمؤمنان براي قرضم علاجي نمايد که مريض شدم، امام فرمود: چه ميل داري؟ عرض کرد: اگر انار باشد مايلم، حضرت فرمود: يک انار در اين شهر بود که براي بيماري تحصيل کردهام لکن تو را محروم نميکنم، پس انار را دو نيم کرد و نصفي را به دهان مريض داد و نصف ديگر را براي فاطمه عليهماالسلام برداشت؛ آنگاه فرمود: چه ميل داري؟ عرض کرد: اگر نصف ديگر را حسان نمايي ممنونم.
حضرت سر به زير انداخت و به نفس خود خطاب کرد: اي علي! اين مريض در خرابه غريب و تنهاست، سزاوار رعايت است، شايد خداوند به جهت فاطمه عليهماالسلام وسيله ديگري تهيه نمايد. پس نصف ديگر انار را به او داد تا تمام شد؛ مريض امام را دعا کرد و امام رهسپار خانه شد، اما در اين فکر که جواب فاطمه عليهماالسلام را چه بگويد.
متحيرانه آمد تا به در خانه رسيد، از داخل شدن به خانه حيا ميکرد، لذا سر از در خانه پيش برد که ببيند فاطمه عليهماالسلام خواب است يا بيدار، ديد فاطمه عليهماالسلام تکيه کرده و عرق نموده ولي طبقي از انار فوق العاده نزدش است و تناول ميکند. خوشحال، داخل خانه شد و از واقعه جويا شد؛ فاطمه عليهما است که به در خانه، طبقي انار آورده است، گفت: اين طبق انار را اميرالمؤمنين براي فاطمه عليهماالسلام فرستاده است.
پرهيز از آب خوردن در ظروف شکسته:
علي عليه السلام در آن روزگاري که هنوز ميکروب وانواع ويروسهاي زيان آور کشف نشده بود، و آلودگيها معمولاً از طريق غذا و ظروف شکسته، به مردم منتقل ميگرديد، يک دستور العمل بهداشتي دارد که:
لاَ تَشْرِبوا الْماءَ مِن ثُلْمَةِ الاِْناءِ، وَ لا مِنْ عُرْوَتِهِ، فَاِنَّ الشَّيْطانَ يَقْعُدُ عَلَي العُروَةِ والثُّلْمَة
(از جاي شکستگي ظروف، واز طرف دسته ظروف، آب نياشاميد، که شيطان در آنجاها مينشيند.)
در اين رهنمود بهداشتي امام علي عليه السلام موجودات موذي را با نام شيطانِ زيان رساننده، مطرح فرمود.
بهداشت فردي:
1- امام علي عليه السلام ايستاده آب مينوشيد.
2- و با آب پاک و پاکيزه وضوء ميگرفت، بگونهاي که باقيمانده آب وضوء را مينوشيد.
روزي در مقابل فرزندش وضوء گرفت و باقيمانده آب وضوء را سرکشيد و فرمود:
اِنّي رَأيْتُ جَدَّکَ رَسُولُ اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم صَنَعَ کَذا!!
امام علي و بهداشت و درمان ،محمّد دشتي ،انتشارات اميرالمؤمنين
(فرزندم! من جدّ شما رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم را ديدم که باقيمانده آب وضوء خود را مينوشيد.
عبادت امام علی علیه السلام:
علي (ع) با عشق تمام عبادت ميکرد. عبادت او براي رفع تکليف نبود، بلکه او عاشق حقيقي بود و جز جمال دلرباي حقيقت چيزي در نظرش جلوه گر نميشد.
امام علي و بهداشت و درمان ،محمّد دشتي ،انتشاراتاميرالمؤمنين علي (ع) هنگامي که مناجات ميکرد و مشغول نماز ميشد، گوشش نميشنيد و چشمش نميديد. زمين و آسمان، دنيا و مافيها از نظرش فراموش ميشد و با چشمان حقيقت بين خود جز جلوهي جمال احديت چيزي مشاهده نميکرد.
مشهور است که در يکي از جنگها تيري به پايش فرو رفته بود و به قدري دردناک بود که نميتوانستند آن را بيرون بياورند. وقتي که به نماز ايستاد بيرون کشيدند و او متوجه نشد.
سجدههاي او اغلب طولاني بود و سجده گاهش از اشک چشم هميشه مرطوب.
علي (ع) هنگام وضو گرفتن و مقدمات نماز سراپا ميلرزيد و لرزش خفيفي وجود مبارکش را فرا ميگرفت.
علي (ع) علاوه بر نمازهاي واجبي، نوافل را نيز انجام ميداد و هيچ وقت نماز شب آن حضرت متروک نميشد؛
حتّي در جنگ هم از نماز خود غفلت ننمود.
از حضرت سجاد که در اثر عبادت و سجدههاي طولاني به کلمهي زين العابدين ملقب شده بود سؤال کردند که چرا اين قدر مشقت و زحمت ميکشي و اين همه مدت طولاني سر را به سجده مينهي؟ فرمود:
«و من يقدر علي عبادة جدي علي بن ابي طالب؛ کيست که بتواند مثل جدم علي عبادت کند؟»
داستانهايي از امام علي،حميد خرمي السلام عرض کرد: يا ابنعم! چون تشريف برديد زماني نکشيد که ناگاه در خانه را زدند؛ فضه رفت، ديد شخصي علي (ع) هر شب قريب هزار رکعت نماز ميخواند. از امّ سعيد کنيز آن حضرت پرسيدند که علي (ع) در ماه رمضان بيشتر عبادت ميکند يا در ساير ماهها؟ کنيز گفت: علي (ع) هر شب بيدار است و با خداي خود به راز و نياز مشغول است.
پی نوشت ها:———————————————
علي کيست، فضل الله کمپاني، تهران: دارالکتب الاسلاميه، 1343