× بستن تبلیغات
سرخط خبرها
خانه » پاسخ به شبهات » پاسخ به شبهات وهابیت(چرا سوگواری و عدم صبر)

 

پاسخ به شبهات وهابیت(چرا سوگواری و عدم صبر)

Print Friendly

img19235080

در روایات شیعه آمده است که باید در مصیبت صبر کرد و از بى‏ قرارى و بى‏ تابى پرهیز نمود و از سیلى برچهره زدن و مانند آن خوددارى کرد.

با این وصف، چرا شیعه در ایام سوگوارى بر خلاف این احادیث گام عمل مى ‏کند؟

پاسخ‏

تفاوت است میان گریه براى از دست رفتگان، که در خصوصیات فطرى است و چاک کردن گریبان و خراشیدن صورت.

راه نخست، راه پیامبر و یاران اوست؛ آنگاه که فرزندش ابراهیم درگذشت، چنین فرمود: «چشم گریان است و اشک ریزان و قلب سوزان». «۱»

در جنگ احد، آنگاه که حمزه شهید شد، صفیه دختر عبدالمطّلب‏

__________________________________________________

 (۱). مجمع الزوائد، ج ۳، ص ۸

در دامنه احد به دنبال پیامبر مى‏گشت. وقتى حضرت او را دید، میان انصار و او فاصله انداخت و فرمود: او را به حال خود واگذارید. صفیه کنار جنازه حمزه نشست و گریست. هرگاه صدایش به گریه بلند مى‏شد، صداى گریه پیامبر صلى الله علیه و آله نیز بلند مى‏شد و اگر او آهسته مى‏گریست پیامبر هم آهسته گریه مى‏کرد. فاطمه، دختر رسول اللَّه صلى الله علیه و آله نیز مى‏گریست. پیامبر صلى الله علیه و آله به دخترش فاطمه مى‏فرمود: «هیچ کس مانند تو مصیبت نخواهد دید.» «۱»

حضرت زهرا علیها السلام پس از رحلت پیامبر پیویسته مى‏گریست و مى‏فرمود: اى پدر، تو به پروردگارت نزدیک شدى و دعوتش را اجابت کردى، اکنون بهشتِ برین جایگاه تو است. «۲»

در طول تاریخ اسلام، گریه برگذشتگان ونزدیکان درمیان مسلمانان؛ اعم از صحابه و تابعان، بیش از آن است که ما در اینجا منعکس کنیم حتى گریه‏هاى شیخین (ابوبکر و عمر) در موارد زیادى، هنگام درگذشت دوستانشان در تاریخ ثبت شده است. «۳»

عایشه مى‏گوید: پس از آن که رسول خدا قبض روح شد، سر او را بر بالش نهادم و برخاسته با زنان دیگر، بر سر و صورت زدم. «۴»

سوگوارى براى عزیزان، که از فطرت انسان سرچشمه مى‏گیرد، نه تنها مطلوب و خواستنى است، حتى تاریخ مى‏گوید: در جنگ احد، زنان‏

__________________________________________________

 (۱). امتاع الأسماع، مقریزى، ص ۱۵۴

 (۲). صحیح بخارى، باب مرض النبى و وفاته؛ مسند أبى داود، ج ۲، ص ۱۹۷؛ سنن نسائى، ج ۴، ص ۱۳؛ مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۶۳؛ تاریخ الخطیب، ج ۳، ص ۲۶۲

 (۳). به کتاب مرزهاى توحید و شرک، صص ۱۹۵- ۲۰۱ مراجعه فرمایید.

 (۴). تاریخ طبرى، ج ۲، ص ۴۴۱

انصار بر کشتگان خویش سوگوارى مى‏کردند. ناگاه پیامبر صلى الله علیه و آله به خاطرش آمد که عمویش حمزه، که شربت شهادت نوشیده است، سوگوار ندارد، از زنان انصار خواست همچنان که بر نزدیکان خود اشک عاطفه مى‏ریزند بر حمزه نیز گریه کنند. «۱»

وقتى پیامبر بر مرگ یکى از دخترانش مى‏گریست، عبادهبن صامت از علت گریه پرسید. حضرت پاسخ دادند: گریه، رحمتى است که خداوند در نهاد فرزندان آدم قرار داده است و خداوند فقط بر بندگان عطوف خود رحم خواهد کرد. «۲»

ولى درگذشت شخصیت‏هاى اسلامى و رهبران دینى حساب دیگرى دارند. سوگوارى در ایّام درگذشت آنان، نه تنها به معناى بى‏صبرى شخصى نیست، بلکه به معناى نوعى حمایت از آنان و دعوت به راه آنان است.

آنان جهادگران واقعى اسلام بودند که هرگز با ظالمان اموى و عباسى نساختند و شربت شهادت نوشیدند. راهپیمایى و به اصطلاح مردم، هیئت‏هاى عزادارى، براى احیاى مکتب آن‏هاست و هر نوع سینه‏زنى و نوحه سرایى، همه و همه به منظور زنده کردن راه و رسم آن‏هاست که بار دیگر امت اسلامى در دام منافقان ستمگر نیفتند که «مرگ سرخ به از زندگى ننگین است».

__________________________________________________

 (۱). مجمع الزوائد، ج ۶، ص ۱۲۰٫ این رویداد گویا پیش از سوگوارى «صفیه» براى حمزه بوده است.

 (۲). سنن ابى داود، ج ۲، ص ۵۸؛ سنن ابن ماجه، ج ۱، ص ۴۸۱

                        نتیجه‏ گیرى‏

  1. از این بیان نتیجه مى‏گیریم که سوگوارى، گریه و اشک ریختن در فراق عزیزان، رحمتى الهى است و حاکى از کمال انسانى است که در مقابل سنگدلى که از هیچ چیز اثر نمى‏پذیرد و به هیچ کسى رحم نمى‏ کند قرار دارد.
  2. راه پیمایى و عزادارى و نوحه سرایى دسته جمعى براى احیاى مکتب، امرى مطلوب است و نه تنها مورد نهى نیست بلکه مورد ستایش است.
  3. نوحه سرایى‏ها و راهپیمایى‏هاى شیعه در تاسوعا و عاشورا و در مناسبت‏هاى دیگر، جنبه سیاسى دارد و هدف این است که بنى امیه را محکوم کنند و همه کسانى را که لب فرو بسته و مؤید آن‏ها بوده‏اند از خود طرد کنند تا مظلومیت اهل بیت و ستمگرى اموى‏ ها، زنده نگاه دارند.
  4. مخالفان عزادارى از آن مى‏ترسند که مظلومیت اهل بیت و ستمگرى اموى‏ها بار دیگر مطرح گردد و به دنبال مستمسک‏هایى هستند که شیعه را از این کار باز دارند. در این راستا روایاتى را مطرح مى‏کنند که ما نیز منکر آن‏ها نیستیم، ولى هدف آنان سرپوش نهادن بر اعمال بنى‏امیه و منزوى ساختن خاندان رسالت است.

اگر در این عزادارى‏ها، کارى بر خلاف دستور الهى صورت گیرد، هیچ عالمى آن را تجویز نمى‏کند و حساب مکتب را باید از کار برخى از افراطى‏ها جدا کرد.

* پست های مرتبط:

tell

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

500